أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
166
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
امراى شجاعتور در منازلى كه معيّن و مقرّر بود فرود آمدند و جمعى از پهلوانان كارديده كه چشم بختشان به خواب غفلت نغنودى و صبح ميمنتنشان از روى يمن ديده جز بر رخشان نگشودى به حراست لشكر مشغولى نمودند و به ميامن حزر « حصنتكم بالحىّ القيّوم الّذى لا يموت ابدا و رفعت عنكم السّوء بلا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم » « 1 » تير دعا بر هدف « ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ » « 2 » گشودند تا آنكه صبح صادق لواى جهانگشايى برافراخت و از عكس شمسهء خورشيد صفحهء جهان را نورانى ساخت . شاه دينپناه چون مهر خاورى خرگاه پيش خانهء گردوناشتباه را نورافزاى ظلمتگاه كرد ، حكم قضاشدّت قدراشتداد از مكمن غزا و مصدر جهاد صادر شد كه اركان دولت راسخبنياد تيغ مضاربه در ميان و خنگ محاربه در زير ران آرند و همّت بر تعبيه و آرايش لشكر گردون توان گمارند . بنابرآن سران لشكر سترگ بلكه صغير و كبير و خرد و بزرگ در حركت آمده اسباب جنگ و آلات پيكار بر خود و مراكب بادرفتار مضبوط و استوار مىكردند و با دل قوى و امل قويم [ 209 ] ادوات فتح عظيم را در نظر مىآورده . مثنوى ز روى سكون اسب [ رهوار ] غازى * بر اعدا بناى سكون مىشكست از آن سو دل مركب كينهخواه * همى كوفت پاى هزيمت به راه هر آن كس كه بر نيكويى فال زد * سرانجام كارش بر اقبال زد وگر ديد بر كار خود فال بد * كند سوى او روى احوال بد تطيّر به قول پيمبر بد است * تفأل ولى شيوهء بخرد است حضرت اعلى در پناه لطف حقّ تعالى جبّهء آسماننشان كه هر چشمهاش چون ديدهء كوكب بىمشقّت و تعب در لباس اقتباس از آن سرور آفتاب التباس نورفشان بود ، در بر كرد و تاج واضح الابتهاج كه از انوار « وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً » « 3 » شعلهء آيين بر سر آن شمع
--> ( 1 ) . ترجمه : شما را در پناه گرفتم به وسيله زنده پايدارى كه هيچگاه مرگ و نيستى او را درنيابد و شرّ و بدى را از طريق آن خداوند بزرگ و بلندمرتبهاى كه توان و قدرتى جز توان او وجود ندارد از شما رفع كردم . ( 2 ) . مؤمن ( 40 ) ، آيهء 60 . « بخوانيد مرا تا شما را پاسخ گويم » . ( 3 ) . النّباء ( 78 ) آيهء 13 . « و چراغى روشن قرار داديم » .